تبليغاتX
فصلی برای زیستن
......... با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . از تئاتر و سینما و موسیقی مینویسم تا فیلمنامه و نمایشنامه . مدرس بازیگری و کارگردانی هستم و در تلویزیون برنامه سازی میکنم . و در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......
عشق " هنر " زندگی

سلام . هفتاد و هشتمين دوره يکی از مهمترين رويداد های سينمائی جهان يعنی اسکار ۲۰۰۶ شامگاه يکشنبه ۵ مارس (۱۴ ارديبهشت ۸۴) به وقت لس آنجلس خاتمه يافت .

فيلم تصادف با پيشی گرفتن از رفيب سرسخت خود کوهستان برو کبک  فاتح تنديس اسکار بهترين فيلم سال شد . فيلم تصادف نامزد دريافت  ۶ جايزه شده بود که در نهايت به سه جايزه اسکار دست يافت: بهترين فيلم ؛ بهترين تدوين ؛ و بهترين فيلمنامه غيراقتباسی . تهيه کننده اين فيلم کتی شولمن است .

فيلم کوهستان بروکبک نيز جايزه اسکار بهترين کارگردانی را دريافت کرد . کارگردان اين فيلم  آنگ لی يک فيلمساز ۵۱ ساله تايوانی مقيم آمريکا است که از ژانر فيلمهای رزمی تا عاشقانه های تاريخی را در کارنامه خود دارد . وی اولين آسيائی است که موفق به دريافت با ارزش ترين نشان افتخار هاليوود برای فيلمسازان ميشود . وی ۵ سال پيش هم با فيلم ببر غران ؛ اژدهای پنهان موفق به دريافت اسکار بهترين فيلم خارجی شده بود .

جايزه اسکار بهترين بازيگر زن به ريز ويترسپون برای بازی در نقش همسر خواننده معروف کانتری  ( جانی کش ) در فيلمی به نام  walk the line  اهدا شد . وی يکی از پر درآمد ترين بازيگران هاليوود از زمان اکران فيلم معروفش  قانوناُ بلوند  در سال ۲۰۰۱ محسوب ميشود . اما بازی وی در نقش جون کارتر کش در فيلم  walk the line   او را به عنوان بازيگری مستعد برای فيلمهائی جدی تر مطرح کرد .

جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد نيز  به فيليپ سيمور هافمن برای ايفای نقش نويسنده ای با خلق و خوی عجيب در فيلم  کاوتی  تعلق گرفت . وی اگر چه تجربه ای ۱۴ ساله در زمينه بازيگری دارد اما با ايفای نقش در اين فيلم منتقد پسند بنت ميلر بود که در کانون توجه قرار گرفت .

اسکار بهترين فيلم خارجی به فيلم تسوسی از آفريقای جنوبی رسيد . داستان اين فيلم در مورد گانگستری است که با يافتن بچه ای در صندلی عقب ماشينی که به گروگان گرفته است در صدد جبران گذشته تاريک خود بر می آيد .

ديگر دريافت کنندگان جوايز  اسکار :

بهترين فيلمنامه غيراقتباسی : تصادف (پل هاگيس و رابرت مورسکو )

بهترين فيلمنامه اقتباسیکوهستان بروکبک  (لری مک کارتری و دايانا اسانا )

بهترين بازيگر زن نقش مکمل : راشل ويز ( باغبان هميشگی)

بهترين بازيگر مرد نقش مکمل : جورج کلونی ( سيريانا )

بهترين فيلمبرداری :  فيلم ( خاطرات يک گيشا )

بهترين تدوين : فيلم ( تصادف )

بهترين ترانه اوریژينال : ( Hustle and flow  )

بهترين موسيقی متن اوریژينال : فيلم کوهستان برو کبک

بهترين مستند بلند : فيلم رژه پنگوئن ها

بهترين انيميشن بلند : فيلم والاس و گروميت

بهترين جلوه تصويری : فيلم کينگ کنگ

بهترين چهره پردازی : فيلم ماجراهای نارنيا ؛ شير کمد جادوگر

و تصاويری از چهره های برنده جوايز اسکار :

        

                  

       

                              

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/19ساعت 23:49  توسط سید محمد راد | 

عرض تسليت به مناسبت بمب گذاری در حرم مطهر عسکريين

سلام . امروز ۳ اسفند ۱۳۸۴ بعد از گذراندن يک روز پر کار و 

خسته کننده که از ساعت ۷ صبح تا ۷ شب به مناسبت برگزاری 

کنگره بزرگداشت شهيد صدوقی ؛ سرداران و ۴۰۰۰ شهيد استان

یزد دراداره  پخش مستقيم مراسم را عهده دار بودم اول

همکلامی با عزيزی  و سپس با ديدن برنامه ای از شبکه

دوم سيما همه خستگی هام را بفراموشی سپردم .

دوست عزيزم قاسمعلی فراست برنامه ای مستند راجع به

زندگی استاد خسرو حکيم رابط ساخته بود که از شبکه دو سيما

در حال پخش بود . صفا و صميميت استاد در گفتارش من را به

دوران دانشجوئی سوق داد . به زمانی که در کلاسهای  

نمايشنامه نويسی با استاد گفتگو ميکرديم و ايشان با

لهجه شیرین شيرازی به نقد نمايشنامه ها و طرح های

داستانی امان مبادرت ميکرد .

خسرو حکیم رابط

به ياد دارم که ۵ سال پيش استاد را برای کلاسهای نمايشنامه

نويسی به يزد دعوت کردم و ايشان همچون هميشه متواضعانه

پذيرفت و  کلاسهای خوبی بود بخصوص برای نمايشنامه نويسان

يزدی و  مشتاق . 

وی بسيار پيگير اين بود که به تئاتر شهرستانها کمک شود

و در همين برنامه هم با زبان  ساده وم صميمی اش گفت : به داد

تئاتر شهرستانها برسيد . آنها را دريابيد .... متاسفانه استاد  

حکيم رابط در سالهای بعد از انقلاب تا همين چند سال پيش

(  تا قبل از روی کار آمدن دولت آقای خاتمی ) مورد بی مهری

دست اندرکاران فرهنگی و هنری قرار گرفته بود .

استاد چند نمايشنامه و فيلمنامه و یک دفتر خاطره

( که آنهم با روحیات و قلم شیوای وی هنرمندانه نگاشته شده )

دارد که در نوع خود بی نظير است .

وی از انسان ميگويد و شخصيت داستانهاي  آثارش  آدمهای

روزمره دور و بر ماهستند .

شخصیت هائی ساده و صميمی اما درپس آن سادگی در 

ژرفنای عميق انسانی  و جامعه شناختی درگير و دار 

هويت انسانی خود سیر میکنند .

بهرحال امشب با شنيدن صدای استاد و ديدن چهره اش

خيلی خوشحال شدم و از اين خوشحالتر  که صدا وسيما

بخصوص شبکه ۲ که بيشتر در وادی فرهنگ و هنرگام بر ميدارد

( بنده  خود يکی از برنامه سازان این سازمان  هستم و شرايط

سخت پخش اينگونه برنامه ها و سياستها و مشی آن را کاملا

میشناسم و از نزدیک درگیرش بوده و  حس ميکنم بعيد ميدانستم

که چنين برنامه هائی تهيه کند) بالاخره برای يکبار هم که شده

قبل از آنکه يک هنرمند از بين ما برود اقدام به پخش زندگینامه

و معرفی شخصیت و آثار وی کرد و اين نشان ميدهد که

دکتر پورحسين که  انسان بسيار والا و فرهيخته ای است

به خوبی شبکه دوم سيما را مديريت ميکند و تلاش دارد تا

در حد و اندازه توان خودش جو تکريم فرهیختگان فوت شده  

و مرده پرستی را بشکند و در زمان حيات شخصيتهای ماندگار

از آنها تجليل بعمل آورد .

انشاالله که اين فتح بابی شود تا شخصيتهای فرهنگی - هنری

- ادبی و سایر شخصیت های به نام  کشورمان را قبل از آنکه

از دستشان بدهيم بهتر بشناسيم .

اين اقدام را به فال نيک ميگيرم .

خسرو حكيم رابط فيلمنامه نويس و نمايشنامه نويس نام آشنا

در طول فعاليت خود نمايشنامه های« آنجا كه ماهی ها

سنگ می شوند»، « ايوب دلتنگ خسته خندان»،

«سهراب شنبه»، «سهراب و ساز و والی قبرستان»

و « روز هفتم،خاطره ها،» و فيلمنامه های« ارض موعود» 

« فصل خون»،« دست هزار بلوچ»،«تشنگی، آب، چرخ»

و« گذر از ظلمات،مهتاب شب اول،» را منتشر كرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/12/04ساعت 0:43  توسط سید محمد راد | 

 سلام . دو مطلب غير سياسی دارم که اصلا جنبه نقد و طنز نداره .....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اول دومی :     

 

در خبر ها آمده بود :

مركز بازپروري دختران و زنان آسيب‌ديده اجتماعی«اميدوار»

 توسط مأموران اجراي احكام دادگاه انقلاب و بنياد مستضعفان

برخلاف دستور معاون اول رييس‌جمهوري مبني بر توقف حكم

وحل توافقی مالكيت اين مركز و به ادعاي مسؤولان سازمان

بهزيستي پس از  برخورد نامناسب با مددجويان، تخليه شد

 

جز ابراز تاسف چه میتوان گفت؟ بنیاد مستضعفان است دیگر !!!!!!!! بدبخت بینوا نه پول دارد نه

کارخانه  و ملک و املاک مصادره ای مردم !!!!!!!! نه جائی دارد نه ملک و املاکی !!!!!!!!!!!

چه کند ؟ مستضعف است دیگر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  حتما نیت بنیاد

مستضعفان خیر بوده !!! خوب برای اینکه مشکلات و معضلات اجتماعی را حل کند چنین کاری

کرده !!!! یعنی چی ؟ دختران فراری باید برگردند پیش خانواده هایشان !!!! دختر که نباید فرار

کند اگر هم بهر دلیل فرار کرد وقتی جائی نداشته باشه بالاخره یا میره پیش خانواده اش یا یه

کسی پیدا میکنه که اونو تو خونه اش راه بده !!!!!! زن های خیابانی هم که از اسمشون

پیداست باید تو خیابان باشند و زندگی کنند نه در زیر سقف و جائی مشخص که تازه دولت مجبور

بشه کلی براشون هزینه کنه !!! این هم لابد در راستای صرفه جوئی های بودجه ای سازمانهای

دولتی مد نظر دولت است و باید کلی بنیاد مورد تشویق و به به و چه چه رئيس جمهور هم قرار

بگیرد !!!! زنهای خیابانی باید خودشون خرجی خود را دربیارن چرا دولت خرجشون را

بده ؟؟؟؟ هان؟؟؟!!!!! اصلا اينها بازمانده های رژيم شاهنشاهی هستند و مربوط به

قبل از انقلاب !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

مدیر کل بهزیستی در واکنش به برخورد ماموران استعفا داد

و اما جزئيات مطلب و ريز ماجرا :

به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، در سال 63 به دستور نخست وزير وقت، 8 قطعه زمين داراي ساختمان براي نگهداري افراد بي‌سرپرست و آسيب‌ديده اجتماعي سازمان بهزيستي واگذار شد. سال‌ها بعد بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي به استناد مصادره‌اي بودن برخي زمين‌ها و اين كه اموال مصادره‌اي متعلق به بنياد است، به دادگاه انقلاب اسلامي شكايت و سازمان بهزيستي نيز در مقابل اين اقدام، شكايت خود را به دادگاه عمومي ارائه مي‌كند. سرانجام سال گذشته بر اساس راي دادگاه انقلاب اسلامي حكم تخليه مركز نگهداري كودكان بي‌سرپرست «عمار» صادر و اين مركز به بنياد مستضعفان تحويل مي‌شود. در سال جاري نيز حكم تخليه براي مركز بازپروري دختران و زنان آسيب‌ديده «اميدوار» توسط بنياد اخذ و چند مرتبه اين مركز تهديد به تخليه مي‌شود كه با ارائه مستندات واگذاري مراكز به بهزيستي و پيگيري حقوقي و مقاومت مددجويان تخليه انجام نشد. در نهايت روز پنجشنبه با حضور مأموران اجراي احكام دادگاه انقلاب و تخليه مركز بازپروري دختران و زنان آسيب‌ديده «اميدوار»، حدود 25 دختر آسيب‌ديده تحت درمان و توانبخشي بي‌سرپناه، بار ديگر سرپناه خود را از دست دادند به گزارش ايسنا بر اساس اظهارات مديركل بهزيستي استان تهران، مديران بهزيستي اين استان در اعتراض به برخورد غير تخصصي براي تخليه مركز نگهداري زنان آسيب‌ديده «اميدوار» طي نامه‌اي به رييس سازمان بهزيستي استعفاي‌ خود را اعلام كردند.

همچنين بر اساس اظهارات نفريه، مربي زن مركز «اميدوار» در پي ممانعت از ورود مامورين و بيرون كردن دختران و زنان آسيب‌ديده، با زنجير به درخت بسته شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت كه پس از آن وي توسط بهزيستي براي انجام شكايت به پزشك قانوني منتقل شد. دكتر نفريه، مديركل بهزيستي استان تهران كه در ساعات اوليه پس از وقوع اين حادثه در محل حاضر شده بود با اعتراض نسبت به اين اقدام بنياد مستضعفان در ادامه‌ي سخنانش به خبرنگار ايسنا گفت: در حالي كه معاون اول رييس‌جمهوري طي نامه‌اي خطاب به رياست بنياد مستضعفان دستور توقف اجراي تخليه و تشكيل جلسه براي توافق ميان دو دستگاه بر سر مركز «اميدوار» را صادر كرده بود، متاسفانه نمايندگان بنياد به همراه ماموران اجراي احكام دادگاه انقلاب در آخرين روز هفته و پايان وقت اداري نسبت به تخليه مركز اقدام كردند كه بهزيستي از پيگيري ماجرا ناتوان باشد. وي تصريح كرد: با پيگيري مسؤولان بهزيستي در نهايت به دستور دادستان عمومي و انقلاب تهران، محدث، معاون دادستان به همراه مافي، فرماندار شميرانات و رييس كلانتري محل با حضور در ساختمان مركز «اميدوار»، نمايندگان بنياد را به منظور پلمپ ساختمان تا تعيين تكليف نهايي از داخل آن تخليه كردند. نفريه افزود: تا ساعت‌ها از محل انتقال دختران و زنان آسيب‌ديده مركز «اميدوار» توسط مأموران اطلاع نداشتيم كه سرانجام تعدادي از آنها به محل بازگشتند و بر اساس اظهارت اين دختران، آنها در يكي از كوچه‌هاي اطراف مركز رها شده بودند. وي تاكيد كرد: اين دختران حاضر به انتقال به مركز ديگري نبودند. چرا كه برخي از آنها سال‌هاي بسيار طولاني در اين مركز ساكن بودند و اينجا را به عنوان «خانه خود» مي‌دانند. از سوي ديگر ساير مراكز نيز جاي كافي براي اقامت آنها ندارد. اين در حاليست كه برخي از دختران و زنان آسيب ديده اين مركز نيز تا نيمه‌هاي شب به مركز بازنگشتند. مديركل بهزيستي استان تهران در اين خصوص به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: مركز «اميدوار» جزء مراكز سطح سه بهزيستي محسوب مي‌شود كه زنان داراي آسيب‌هاي شديد در آنجا نگهداري مي‌شوند و حتي برخي از آنها مبتلاء به بعضي بيماري‌ها هستند

 مديركل بهزيستي استان تهران مي‌پرسد: چه كسي پاسخگويي سرگردان شدن اين زنان در سطح خيابان و تبعات آن براي سايرين است؟

به گزارش ايسنا، دختراني كه به محل بازگشته بودند به طور موقت به مركز «هاجر» منتقل شدند. بر اساس اظهارات مديركل بهزيستي استان تهران، بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي علاوه بر مركز «اميدوار» ابلاغيه‌اي از دادگاه مبني بر تخليه مركز «هاني» در آصف اخذ كرده است. به گفته دكتر نفريه، سالانه به طور متوسط 2 هزار دختر فراري و آسيب‌ديده از سوي نيروي انتظامي و يا به صورت خود معرف به بهزيستي ارجاع مي‌شود كه بهزيستي پس از بررسي وضعيت‌ آنها در مراكز مداخله در بحران زمينه بازگشت آنها را به خانواده فراهم مي‌كند. ولي در پاره‌اي از موارد، نه خانواده و نه فرد تمايلي به بازگشت ندارند كه بر اساس سطح آسيب ديدگي به خانه‌هاي سلامت، مراكز بازتواني و در نهايت افراد داراي آسيب‌هاي شديد به مركز بازپروري ارجاع مي‌شوند. وي با اشاره به طرح «جمع آوري آسيب‌ديدگان» توسط نيروي انتظامي از سطح شهر، گفت: نيروي انتظامي تنها قادر به جمع‌آوري اين زنان است و قطعا براي نگهداري، مجددا به بهزيستي ارجاع مي‌شوند. اين در حاليست كه بهزيستي در شرايط كنوني نيز امكانات محدودي براي پذيرش و نگهداري افراد آسيب‌ديده اجتماعي دارد و جالب آن كه همين مراكز نيز از بهزيستي پس گرفته مي‌شود.

تلاش خبرنگار ايسنا براي تماي با مسولان بنياد مستضعفان به جايي نرسيد و رحيمي مسؤول ارتباط با رسانه‌هاي اين بنياد نيز پاسخ را به هفته‌ي آينده در ايام غير تعطيل موكول كرد.

به نظر مي‌رسد وزارت رفاه به عنوان مدافع حقوق آسيب‌ديدگان اجتماعي بايد نقش پررنگ‌تري در مسايلي از اين دست داشته باشد، چرا كه مطمئنا ساماندهي و ايجاد سرپناه براي آسيب‌ديدگان و افراد بي‌سرپرست كه غالبا به دليل فقر و شرايط نامطلوب اقتصادي و اجتماعي در دامان آسيب‌ها گرفتار آمده‌اند از بر افراشتن برج‌هاي چندين طبقه كه در نهايت ثروت، ثروتمندان را مي‌افزايد، بايد مهم‌تر باشد.

گفتني است اين در حاليست كه اين مركز در جنب چند سفارتخانه مستقر است، آيا نبايد از سوي سوء استفاده‌ها و سوء برداشت‌هاي بيگانگان هراس داشت؟ به راستي چه كسي پاسخگوست و عدالت كجاست؟                               

ایسکانیوز- در پی این مساله،‌رییس مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی برای توجیه این کار به خبرگزاری‌های دیگر گفت: ساختمان متعلق به بهزیستی نبوده و با وجود حکم تخلیه آن در ده روز گذشته، بهزیستی نسبت به تخلیه آن اقدام نکرده بود. وی هر گونه برخورد و بدرفتاری با مسوولان و مربیان مرکز امیدوار را تکذیب کرد و افزود: رفتار ماموران ما با تمامی مسوولان بسیار منطقی بوده است. در پی این مساله مدیر کل بهزیستی استان تهران نیز استعفا داد و همچنین هیچکدام از مسوولین بهزیستی در این رابطه هیچگونه گفت و گویی با خبرنگاران انجام نداده‌اند. حدود سه هفته گذشته نیز ماموران با ورود به مرکز نگهداری دختران فراری و پس از ضرب و شتم معاون اجتماعی سازمان بهزیستی این مرکز را نیز تخلیه کردند.

و اما خبر دوم که اول ميخواستم بگم :

برای اين مطلب هيچ ندارم بگويم جز اصل خبر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آفتاب: از قدیم گفته بودند وقت طلاست ولی ایا برای کسی که مدعی است در راه خدمات رسانی به مردم به صحنه آمده و مسؤولیت گرفته هم می توان گفت که با استناد به این مسأله می توان ارباب رجوع را رد کرد. و یا به او بی اعتنا بود؟
یکی از مسایلی که مدتی است مورد تأکید قرار گرفته تکریم ارباب رجوع است که با بوق و کرنا به خورد مردم داده اند اما به نظر می رسد این بخشنامه ها و توصیه ها در حد حرف و شعار است زیرا بعضی از وزرا آن را فقط برای زیردستی ها مجاز می دانند و خود را تافته جدا بافته ای به حساب می اورند. در این رابطه شجاع یکی از نمایندگان مجلس درباره وزیر جهاد کشاورزی می گفت که وی در مصاحبه ای گفته که هر سؤال نمایندگان مجلس 15 ساعت از وقت طلایی مرا هدر می دهد و اگر نماینده ای از من سؤال کند حوزه انتخابی او را از بازدیدهای خود حذف می کنم.

البته رئیس مجلس در پاسخ به این اظهارات گهربار وزیر محترم که هیچ سابقه مدیریتی در کارنامه خود ندارد و فقط به دلیل خودی بودن به وزارت رسیده صراحتا اعلام می دارد که این حرف قابل قبولی نیست.
این است واکنش وزرای کابینه ای که مهروزی و عدالت را ترویج می کند. انها که حاضر به پاسخ دادن به نمایندگان مجلس نیستند چگونه می خواهند به مردم پاسخگو باشند؟ به این می گویند احترام گذاردن به افکار عمومی و خواسته های مردم. اگر این وزیر محترم میثاق رییس جمهور را درباره خدمات رسانی امضا کرده باشد یا ندانسته چه چیزی را امضا کرده ودر حقیقت ان را چشم بسته امضا کرده و یا اینکه انچه امضا شده شعاری بوده و ضمانت اجرایی نداشته است که اینگونه زود به فراموشی سپرده شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/01ساعت 3:29  توسط سید محمد راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . و................. در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
عشق هنر زندگی
پیوندها
جستجوی شبانه
نگین عشق
بازتاب عشق
یزد شهر تاریخ
کشکول
خورشيد شكوهمند و رز مقدس
انجمن نمایش یزد
فرهنگ و هنر یزد
هنر ( محمد جباري )
کاریز یزد (حسين مسرت )
بازی در بازی
میرزا بنویس
یزد وبلاگ
آژانس خبری وبلاگ نویسان
فراهم دات کام
دنیای هنر
شب ایرانی
سیاه نامه
ارسال تصویر
ایساتیس
بهار نو
ماه تی تی
طنز خانه
خانه مهرباني
40 تيكه
وبلاگ شخصي امامي تفتي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان