![]() |
![]() |
|
| عشق " هنر " زندگی |
|
در هفته های گذشته نامه آقای احمدی نژاد به جرج بوش در بوق و کرنای رسانه ها بود . بنده بعنوان يک ايرانی ميخواهم بدانم وقتی ما در مملکت خودمان امنيت نداريم چگونه از امنيت ديگران دم ميزنيم . وقتی زندانهای خودمان و کسانی که همچون سالهای قبل که در زندان مخفی خيابان وصال بدون آنکه کسی از هويت اين زندانها خبر داشته باشد ( مردم و برخی مسئولين را ميگم نه همه اشان را ) دست به هرکاری ميخواستند ميزدند وجود دارد چگونه از زندانهای مخفی آمريکا سخن ميگوئيد . آقای احمدی نژاد ! و نه آقای رئيس جمهور !!! هزاران هزار بلکه ميليونها ادم تو همين مملکت خودمان شب را گرسنه تا صبح سر ميکنند و هنوز هم پول نفت وعده داده شده شما سر سفره اشان نيامده ( که هرگز هم نخواهد آمد ) با هزاران مشکل ديگر که بی عدالتی را در ميان جامعه فرياد ميزند ! شما از آفريقا سخن ميگوئی ؟ ما بجای آنکه به فکر تامين معيشت و رفاه مردم خود باشيم غم امت ديگران را بخوريم چه سود ؟ ما مسلمانيم و معتقديم که بايد در هر کجا که بر برادران مسلمانمان جفائی ميشود از حقشان دفاع کنيم اما وقتی که ما از دفاع حقوق برادر ايرانی و مسلمان خود که در کنار ما و در همين ايران زندگی ميکند نميتوانيم دفاع کنيم چگونه حرف از مردم کشورهای ديگر ميزنيم ؟! آقای احمدی نژاد ! بيداد واقعا در جامعه ما بيداد ميکند . در هر جا که بنگری ظلم است به حقوق شهروند و روستائی ايرانی ؛ که بايد در رفاه و امنيت زندگی کند ولی شما که اينک متولی امور مردم هستی نتوانستی آنرا برطرف کنی که هيچ ؛ آن امنيتی را هم که بوده از دست داده اند . آقای احمدی نژاد شما در نامه اتان به بوش از حق مردم آمريکا ميگوئی و امنيت آنان ( واقعه ۱۱ سپتامبر ) اما در همين نزديکی های کشور خودمان دو بار چند مسلح مردم را به گلوله ميبندند و آتش ميزنند و شما نتوانستی امنيت مردم خود را برقرار کنی آنوقت از امنيت مردم در امريکا سخن ميگوئی ؟ در زاهدان ؛ در کرمان ؛ در خوزستان ؛ در کردستان ؛ در تبريز حتی در کنار گوش شما تهران بزرگ !!!!!!! !!( کمی وقوع قتلها و باجگیریها در روز روشن را در روزنامه ها بخوانید بد نیست ) همه جا امن است ؟!! و کشت و کشتار مردم و بمب گذاری و ... صورت نمیگیرد؟!!! شما برای امنیت این مردم چه کرده اید ؟ لطفا اول مشکل مملکت خودمان را اگر ميتوانی حل کن و اگر نميتوانی به کاردان بسپار و محترمانه در حالیکه عزتت هنوز حفظ شده برو .
آقای احمدی نژاد من هنوز نتوانستم سقوط هواپيمای سی ۱۳۰ ارتش را که جمعی از خبرنگاران را با آن مثل بار حمل ميکردند و دوستانم در آنجا زنده زنده سوختند را از ياد ببرم که در زمان رياست شما بر کشور اتفاق افتاد و هنوز هم پاسخ درست و قانع کننده ای به مردم نداديد ! و سقوط هواپيمای ديگر که فرماندهان نظامی در آن بودند و ... آقای احمدی نژاد ! شما چقدر به مولا علی اقتدا ميکنی ؟ کداميک از اصولی را که حضرت به مالک اشتر و ديگر واليانش دستور ميداد سرلوحه کار خود قرار داده ايد ؟ کدام شايسته سالاری را بر مسند نشانده ای که بجای حب به جاه و مقام به فکر حل مشکلات مردم باشد و بجای استفاده از متخصصان اقوام خود را بر مسند ننشاند؟! از معاونتهای خود در دولت کريمه اتان بررسی فرموده و صادق بودن گفتار مرا بسنجيد. آقای احمدی نژاد ! دين و باورهای مذهبی قداستی دارد که نبايد با خدای نکرده عوامفريبی آن قداست ها را از بين برد . و اگر خدای ناکرده مومنی بخاطر برخی اعمال و رفتار و گفتار مدعيان دين و دينداری از دين برگردد گناهی است که خداوند به سادگی از آن نميگذرد . اينکه هر کاری شما ميکنيد انگ الهام و دست غيبی و .... به آن چسبانده ميشود مورد تائيد شماست؟ ( من که جائی نديده و نشنيده ام که تکذيب کنيد ) . بلکه حتی فيلم جلسه شما را با آيت الله جوادی آملی ديده ام که بدون آنکه شک و شبهه ای بر ساختنی بودن فيلم باشد خود مهر بر گفته ديگران ميزنيد و آن را تائيد ميکنيد که دستی از غيب بر سر شماست و کارهای شما را تائيد ميکند ( قضيه هاله نور و ... ) آقای احمدی نژاد ! شما ميدانيد که بسياری از مردم که به نان شب محتاجند وقتی ماشين های آخرين مدل و شيک عده ای را ميبينند که در سطح شهر با بادی به غبغب در حال رانندگی اند بر دلشان چه آه و افسوسی شعله ميکشد ؟! و چه حسرتی ميخورند که اينان چگونه زندگی ميکنند و ما چگونه؟ آقای احمدی نژاد ! کمی با خود صادق باشيم . واقعا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام نميباشد ؟!!! شما اگر ميخواهيد غمخواری کنيد غم امت خود بخوريد . غم خوردن بر امت ديگران پيشکش . من چيزی برای از دست دادن ندارم و هميشه مولايم علی(ع) را مقتدای خود قرار داده ام چون مظهر عدالت بود و حافظ قرآن و دين رسول خدا . پس سعی ميکنم عادل باشم و هميشه حق را بگويم گر چه خوش آيند ديگران نباشد و يا بخواهند برايم مشکل آفرينی کنند همانگونه که برخی تاکنون اينکار را کرده اند . اما معتقدم که : يد الله فوق ايديهم اين هم مطلب وبلاگ محمد علی ابطحی اين هم نامه بازمانده ای از شهدای هواپيمای سی ۱۳۰به احمدی نژاد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/02/27ساعت 13:49 توسط سید محمد راد |
|
|
روز جهانی تئاتر در شامگاه پنجشنبه ۱۴/۲/۸۵ در يزد برگزار شد . آنچه مرا برای رفتن به جمع تئاتری ها بعد از سالها کشاند نه بخاطر مراسم روز جهانی تئاتر بود و نه حوادث و برخوردهای بسيار مضحک و شکننده سالهای پيش را از ياد من برده بود . من رفتم تا برای برنامه تلويزيونی فرهنگ و هنر يزد گزارشی از مراسم تهيه کنم و چون شنيدم که استاد گرامی ام حکيم رابط به يزد آمده خواستم تا ديداری تازه کنم و به همين دليل هم گفتگوئی گزارشی و دوستانه با استاد ضبط کردم تا در برنامه از آن استفاده کنم . در طول مراسم آنچه بيش از همه توجه مرا به خود جلب کرد يک نکته بسيار مهم بود که هميشه نسل گذشته که اساتيد ما بودند و نسل همسن و سال ما به آن احترام ميگذاشتند و ميگذارند که نسل امروز تئاتر آن را به هيچ می انگارند و آن نظم و انضباط بود و حرمت صحنه و تئاتر . در طول اين مراسم آنقدر رفت و آمد بود که من و همکارانم موفق نشديم حتی چند دقيقه تصويری را از سن داشته باشيم که افراد در رفت و آمد نباشند و نظم سالن را به هم نزنند . متاسفانه اين حرکت گاهی حتی در تئاتری های با سابقه هم ديده ميشد . انگار نه انگار که مراسمی هست ؛ نمايشی دارد اجرا ميشود ؛ کسی سخنرانی ميکند ؛ يا حتی بايد حرمت پيشکسوتی که آن جلو نشسته و دارد مراسم را ميبيند نگه داشت ؛ ... و از همه مهمتر حرمت صحنه و سن را نگاهداشتن است . متاسفانه اينها به فراموشی سپرده شده بود و آنها که بی جهت ميرفتند و می آمدند اصلا اعتنائی به مراسم و اجرای برنامه ها نداشتند و من مانده بودم که برای چه آمده اند در اين مراسم شرکت کنند . چهره هائی را ميديدم که اصلا برای من آشنا نبودند و تئاتری نبودند . انگار فک و فاميل برخی ها بودند که برای پر کردن سالن و ديد و بازديد تشريف آورده بودند چون اصلا فرهنگ هنر و هنرمندی را بلد نبودند . ... بهر حال بگذريم از بقيه ماجرا ... فقط دلم برای تئاتر ميسوزد که عده ای خون دل خوردند و خاک صحنه که حرمت ها حفظ شود و تئاتری با فرهنگ و شخصيت اصيل و بزرگ منشانه خاص خود تربيت شود و شکل بگيرد اما افسوس که اکنون از آن همه فرهنگ گذشته فقط ادا و اطوارش برای نسل جديد باقيمانده است و افاده های بی نهايت و غروری کاذب و شکننده . روزی بود که برای رفتن روی سن بوسه بر خاک ان ميزدند و تماشاچی ئی که در سالن بود سکوت را بر هر چيز ترجيح ميداد ... اما امروز فقط تماشاچی ها برای نمايش دادن خود و برخی بانوان برای به نمايش گذاشتن مدل مو و آرايش و حتی بدن خود به سالن تئاتر پا ميگذراند و کسی نيست که بگويد بابا اين سالن و صندلی های آن حرمت دارد !!!!!!!!!!! حرمت آن را نشکنيد ........................................................................ نکته : نه مديرکل ارشاد به مراسم آمده بود و نه استاندار با همه نقص هائی که وجود داشت اما به دست اندرکاران برگزاری روز جهانی تئاتر در يزد خسته نباشيد ميگم و ميدانم که زحمت زيادی کشيده بودند . هر چند که من از مجموعه تئاتر يزد دل خوشی نداشته و ندارم اما انصاف نبود که از تلاش آنها تقدير نکنم .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/02/15ساعت 22:28 توسط سید محمد راد |
|
نکته اول : درست چند روز بعد از جار و جنجالهای زیاد در خصوص پرونده هسته ای ایران و ارسال آن به شورای امنیت سازمان ملل و.... زمزمه های مذاکره ایران و آمریکا در بغداد مطرح میشود که دولت عراق !!! ابراهیم جعفری اصرار دارد تا ایران با آمریکا در خصوص مسائل و مشکلات عراق !!! پای میز مذاکره بنشیند . نکته دوم : دولت و مجلس ما که در حل مسائل و مشکلات کشور خودمان و مردم در ناز و نعمت غرق ایران که به یمن برکت دولتیان و مجلسیان ید طولائی کسب کرده به فکر می افتد که مسائل و مشکلات خاورمیانه از جمله عراق و فلسطین را هم حل و فصل کند تا از بیکاری دوران بعد از حل مشکلات مردم ایران در بیاد و بیکار نمانده باشد . نکته سوم : با توجه به اینکه پرونده هسته ای ایران دارد خطرناک میشود و عنقریب ممکن است که بحران ساز شود ناگهان یکهفته مانور در دریای نیلگون خلیج فارس و دریای عمان برگزار میشه و موشکهای دور برد دریائی و قایقهای پرنده ساخت ایران !! در این مانور شلیک شده و به جهانیان میفهماند که ما تکنولوژی برتری داریم که حتی شما هم نمیتونین از اون سر در بیارین !!! نکته چهارم : گران شدن ناگهانی قیمت طلا که ظاهرا مسببان آن افرادی سودجو و خیالی هستند که نه سکه ضرب مبکنند که عرضه و تقاضا متعادل شود و نه سکه های احتکار کرده خود را بیرون می آورند !! به شکلی که دولت مجبور میشود اعلام کند که اگه سکه ها را از حالت احتکار در نیارین ما مثل مرغ و گوشت و میوه و ... سکه هم وارد میکنیم تا شما احتکارچیان بی پدر مادر متصرر بشین !!! ( البته بماند که ما هرگز این مرغ و میوه هائی که دولت اعلام کرده وارد کرده را هرگز ندیدیم ) اما ممکن است سکه های وارداتی را ببینیم . حالا سکه طلا باشد یا سکه های پول خرد کشورهای دیگر!!! ما نمیدانیم و اصلا در این زمینه صاحب نظر نیستیم . نکته پنجم : ناگهان پس از سکوت چندین روزه در مورد تکلیف پرونده هسته ای ایران در مجامع بین المللی و برگزاری مانور موشکی و بحث شرکت در سر میز مذاکره با آمریکا در عراق و برگزاری همایش حل مشکلات مردم فلسطین به گونه غیر منتظره ای رئیس جمهور رجائی گونه ایران که در شبانه روز فقط 3 ساعت میخوابد و آن سه ساعت هم خواب نما میشود که چگونه مشکلات مردم ایران را حل کند و الحق که از زمانی که ایشان بر مسند قدرت تکیه زده همه مشکلات معیشتی و بین المللی مردم ایران حل شده !!! در مشهد اعلام میکند که ما هشتمین کشوری هستیم که به جمع کشورهائی که در چرخه سوخت هسته ای فعالیت میکنیم در آمدیم و کلی تبریک از جانب مردم به هم گفته میشود و گاوها و گوسفندها سر بریده میشود که جشن بگیرید اما مردم چون خواب هستند بی تفاوت از آن میگذرند . شاید آنها متوجه خبر نشده اند ولی رسانه ملی آنچنان با آب و تاب از خوشحالی مردم سخن میگوید که بعدا بخشنامه میشود که اصلا دیگر در این خصوص ( مسئله موفقیت و کسب مقام هشتمی در تولید سوخت هسته ای و باشگاه مربوطه ) مطلبی عنوان نشود و زیاد روی آن مانور داده نشود نکته ششم : پس از اعلام خبرهای مسرت بخش قبلی که ذکر شد دولت اعلام میکند تا شهریور امسال کارتهای هوشمند فعال شده و برای خرید سوخت فقط باید با آن اقدام نمود و سپس اعلام میکند که در صورتی که ما با کمبود سوخت و بنزین برای توزیع مواجه شدیم ( بنزین را مثل گذشته و سالهای دهه 60 که جنگ بود ) سهمیه بندی میکنیم . خوب بنده های خدا حتما میخوان برای رفاه حال مردم شرایط استفاده از سوخت هسته ای را برای آنان بصورت عادت در بیاورند !!!!و با کم کردن میزان سهمیه بنزین سوخت هسته ای را جایگزین آن کنند تا ماشین ها از سوخت بهتر و مفید تری بهره مند شوند . ( مردم که اینها را نمیفهمند الکی نق و نوق میکنند !!!! خوشبختانه نق و نوقشان در همان حد غرو لند است و خب به مرحله اعتصاب و ... نمیرسد )!!! نکته هفتم : ابراهیم جعفری نخست وزیر عراق ( که اتفاقا ایرانی الاصل هم هست ) ناگهان علیرغم اظهار نطرهای قبلی مبنی بر استعفا ندادن و عدم کناره گیری از قدرت از نخست وزیری کناره گیری میکند و خود را تابع تصمیمات شورای شیعیان میداند . جل الخالق !!!
نکته بی نکته : چه ارتباطی بین مذاکره با آمریکا در عراق ( حالا برگزار شد يا نشد ما نميدانيم !!!) ، همایش فلسطین ، مانور موشکی ، پذیرفته شدن بعنوان هشتمین کشور تولید کننده سوخت هسته ای جهان و عضویت در باشگاه هسته ای ، گران شدن قیمت سکه طلا ، و استعفای جعفری ( که برکناری آن خواسته دولت آمریکا بود ) وجود دارد ؟!!! ما که چون سهام عدالت را دریافت کردیم و کلی تو کار حساب و کتاب سود آن و واریز سودهای آن به حسابهای بانکی اونور آب هستیم حالیمون نشد که چی به چی شد !!!! شما متوجه شدین ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من که از سياست چيزی سر در نميارم و نميدونم پشت پرده چه خبره !! چون پرده ای که اين سياست پشت اونه عبا ئی است چند لايه که صدا را به بيرون درز نميده . ... بهر حال کی به کيه ؟!!! معلومه همه اينها تو تاريکيه !!!!
پیغام و پسغام به آمریکا (بخونین)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/02/02ساعت 13:27 توسط سید محمد راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . و................. در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......
|
| آرشیو موضوعی |
|
عشق هنر زندگی |
|
RSS
|