تبليغاتX
فصلی برای زیستن
......... با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . از تئاتر و سینما و موسیقی مینویسم تا فیلمنامه و نمایشنامه . مدرس بازیگری و کارگردانی هستم و در تلویزیون برنامه سازی میکنم . و در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......
عشق " هنر " زندگی
    

 

چند روز پیش جلسه ای تشکیل شده بود تا در خصوص نحوه برگزاری

 

کلاسهای آموزشی تئاتر برای هنرمندان تئاتر تبادل نظری شود . من که

 

البته سالهاست از محیط تئاتر یزد دور هستم و دورادور گهگاه اخباری از آنان

 

میشنوم هم دعوت شده بودم و گفتم این بار دعوت آنان را بپذیرم و شرکت

 

کنم چون همیشه معتقد بودم که اگر بخواهیم زیر بنای فکری و تخصصی

 

تئاتر را بالا ببریم بهترین راه سرمایه گذاری روی آموزش است و چند سال

 

قبل که مسئول انجمن نمایش و مسئول آموزش خانه نمایش بودم محور

 

برنامه هایم را روی همین موضوع قرار دادم و برای اولین بار در سالهای

 

بعد از انقلاب اساتیدی را از تهران دعوت کردم از جمله دکتر صادقی را برای

 

بازیگری ؛ خسرو حکیم رابط را برای نمایشنامه نویسی و بیژن نعمتی

 

شریف را برای عروسک سازی . البته میخواستم تا این آموزشها تداوم

 

داشته باشد که بنا به دلایلی اصلا از محیط تئاتر یزد کناره گرفتم و ترجیح

 

دادم تا دیگر در این حوزه در یزد کاری نکنم . اما دوستانی هستند که هنوز

 

برای تئاتر زحمت ميکشند و آنها اين برنامه را سعی کردند تا ادامه دهند .

 

 

                     

                              دکتر قطب الدين صادقی               خسرو حکيم رابط

 

بهر حال دوستانی که هم اکنون متولی تئاتر یزد هستند امسال  هم

 

تصمیم گرفتند تا از آقای حکیم رابط و یکی دیگر از اساتید بازیگری و

 

کارگردانی  حسينی مهر ؛ که من شناختی نسبت به ایشان ندارم دعوت

 

کرده و کلاسهای آموزشی تکمیلی برگزار نمایند و این جلسه بدان منظور

 

تشکیل شده بود . اما آنچه نظر من را جلب کرد و سعی کردم تا در این

 

خصوص مطلبی بنویسم نحوه برخورد طلبکارانه یکی از این آقایان بود .

 

من و تعدادی از دوستان بسیار حتی زودتر از خود آن آقا برای جلسه حاضر

 

بودیم و طبق معمول خیلی ها نیامده بودند و عده ای هم دیر آمده بودند .

 

اما در شروع آن جلسه آن آقا ـ که تازه خود را پیشکسوت هم میداند و با

 

تجربه – در جمعی که هم برخی کارشناس تئاتر بودند هم برخی  هنرمند پیشکسوت و 

 

با تجربه حضور داشتند و البته بسیاری از جوانان هنرمند  که الگو پذیر هستند -

 

با لحنی تند و توهین آمیز نسبت به همه چنان طلبکارانه صحبت کرد که انگار همه

 

برده زر خرید وی هستند . صحبت من با این آقا و متولیان تئاتر این است که :

 

اخلاق خوب خود بهترین آموزش است که درابتدای  این جلسه رعایت نشد .

 

اهانت به همه بدترین شکل بد آموزی به جوانانی است که چشم به

 

کلام و رفتار ما دارند و از ما می آموزند تا چگونه سخن بگویند . اینکه

 

تعدادی نیامده بودند و یا دیر آمده بودند به هر جهت و علتی که داشت باید

 

با روشی که جاذبه ایجاد کند برخورد شود نه با توهین و برخورد اخلاقی

 

بسیار زشت و بد دهنی . علاوه بر این همه زر خرید تئاتر نیستند که تا شما

 

گفتید و هر وقت که گفتید وقتشان را برای تئاتر بگذارند و بیایند ؛ آنها در پذیرش

 

این دعوت یا رد آن مختارند . زندگی امروزه و وضعیت اسفناک تئاتر و بسیاری از

 

مشکلات روز مره رمق و انگیزه زیادی برای اهل تئاتر نگذاشته تا مثل

 

سابق بتوانند با فراغت اوقات زیادی را برای تئاتر بگذارند . آن آقا مدام از

 

هزینه گزافی که برای آوردن این اساتید میشود سخن میگفت و منت بر

 

سر آقایان و خانمها جلسه میگذاشت و ..... اولا که کسی نگفته بود که

 

شما با هزینه های گزاف کسی را دعوت کنید و حال که دعوت کرده اید

 

منت ندارد .!!!!  بودجه از جیب شما پرداخت نمیشود و کسی هم برای

 

آمدن به تئاتر و کلاس اجبار ندارد . همیشه فکر میکردم که این آقا بسیار

 

باوقار تر و معقول تر است اما حال فهمیدم که چقدر سبک سر و کوته فکر

 

است . حتی با شوخی های بسيار جلف که از سن و سال او بعيد به نظر

 

ميرسيد و بيشتر بچه گانه و از روی خود نمائی جلوه ميکرد آنقدر سخيف

 

به نظر ميرسيد که من از خجالت خواستم جلسه را ترک کنم اما شرط ادب

 

مانع از آن شد .  موی سفیدی دارد اما به اندازه موهایش منطق و تجربه و

 

عقلانیت ندارد و تئاتر یزد را ملک شخصی خود میداند و تئاتری ها را برده

 

زرخرید خود و متاسفانه حتی پس از این سالها نمیداند که چگونه باید

 

سخن بگوید ! براستی اینچنین آدمهائی میتوانند پیشرو باشند و جامعه را

 

به عنوان یک هنرمند راهبری کنند و یا راه درست را به آنان نشان بدهند ؟!!!! 

 

به هر حال تلاش دوستان انجمن نمايش و خانه نمايش يزد قابل تقدير

 

است اما حضور اينگونه افراد  به عنوان سخنگو و يا هر عنوان ديگر

 

نه تنها برای تئاتر یزد موثر نيست که باعث مکدر شدن خاطر و خدشه به غرور

 

و شخصيت برخی از دوستداران و يا هنرمندان تئاتر ميشود و بيش از آنکه

 

مجموعه تئاتر يزد جاذبه داشته باشد باعث دافعه ميشود . اميدوارم که

 

هنرمندان تئاتر يزد و دلسوزان واقعی آن در راهی که گام برمی دارند

 

موفق باشند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/26ساعت 0:50  توسط سید محمد راد | 

در کتابی که در مورد رفتار و کردار پيامبر اسلام (ص) مطالبی

 عنوان شده بود خواندم که :

                                  

مردم را از فتنه برحذر می داشت 

 .... گاهی اگر فتنه ای هم نباشد ما سعی ميکنيم ايجادش کنيم و بعد جار

و جنجال به پا کنيم که ای داد مردم مظلوم ... دارند بمباران ميشوند و

هکذا ...

از اصحاب خويش دلجوئی ميکرد

.... کدام مدير و يا مسئولی را ميشناسيم که امروزه از کارمندان خود

دلجوئی کند ! البته ممکن است استثنائی هم وجود داشته باشد .

در هر کاری معتدل بود

.... اعتدال ؟ !!! ممکن است واژه آن را زياد مورد استفاده قرار دهيم مثل

اعتدال و توسعه ، يا گروه معتدله اسلامي ، و نظاير آن .

در جمع جائی را به خود اختصاص نمی داد و هرگاه برجمعی وارد ميشد هر

جا خالی بود می نشست

.... مگر می شود که مقامات ما و حتی خود ما جای اختصاصی نداشته

باشيم !!!! اگر به جائی وارد شويم و تعارف نکنند که بنشينيم و يا کسی

بلند نشود تا ما جای او بنشينيم بهمون بر ميخورد . تنها جائی که اصلا جای

 خاص برای نشستن ندارد اول از همه نمازجمعه !!!! است . نه حصاری

دارد !! نه آن جلو مخصوص بزرگان است و بس و نه محدوديتی وجود

دارد  .!!!

همگان به او دسترسی داشتند و خود را از ديگران پنهان نمی ساخت

 ..... اين ديگر از آن حرفها است که اصلا نميتوان از آن گذشت . مگر ميشود

منشی نداشت ؟!!! مگر ميشود در اتاق وزير يا مدير باز باشد و هر کس

سرش را بندازد و بيايد تو ؟!!! مگر فلان اداره يا فلان وزارتخانه کشک است

؟!!! همه مديران و مسئولين گرفتارن ؛ جلسه دارند و اگر از ديد ارباب رجوع

پنهان نشوند به امور مردم نميرسند . !!! حتما عده ای هم مشکلات

شخصی دارند و برای حل مشکلاتشون مراجعه ميکنند که مسئولان وقت

ندارند برای مسائل شخصی خود را درگير کنند . مسائل مملکتی و

سياسی مهم تر و اولی تر است !!!!! پاسخگوئی هم وقت تلف کنی

است پس بايد از خبرنگاران سمج و مزاحم هم پنهان شد تا گير سه پيچ

ندهند و خلق ما را تنگ کنند !!!

خودش را نمی گرفت

... کدام کسی را سراغ داريد که خودش را بگيرد هان ؟!!! البته عده ای

هستند که ديگران را ميگيرند برای اينکه خودشان را نگيرند و تهمت

خودبينی و خودخواهی و کبر به تنشان نچسبد .

در سلام دادن بر ديگران پيشی ميگرفت

.... خدا پدر مادرت را بيامرزد اگر بزرگی را سلام ندهی نه تنها او پيشی

نميگرد که تازه به حضرتش نيز بر ميخورد که چرا سلامش نکرده ای و اگر

بتواند توبيخی هم به هر عنوانی که شده در پرونده ات جا ميگيرد و يا

شفاها مورد غضب قرار ميگيری و از بسياری امتيازات محروم خواهی بود .

خود به بازار می رفت و وسايل خريداری شده را به خانه می برد

... مگر بقيه گماشته دارند و يا ماشين شخصی با راننده و يا راننده

مخصوص با ماشين اداره ميره براشون خريد ميکنه ؟!!! نه بابا اونها هم

گاهی اگه وقت کنند ميرند برای خريد اما تو کشورهای خارجی !!!!

کدومشون خدا وکيلی قيمت تخم مرغ و مرغ و ميوه و گوشت و حتی

نان را ميدانند ؟!!!! اگر کسی باشد که گلی به جمالش .

اسرار هيچکس را جويا نميشد در عين حال که احوال همه را می پرسيد

.... اصلا سازمان يا وزارتخانه ای هست که دنبال اسرار مردم باشد ؟!!!!

هرکس عقيده خود را دارد و هيچکس هم بهش کاری ندارد !!!! اصلا مگر نه

اينکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ؛ تفتيش عقايد و تجسس در

امور ديگرا ن منع شده ؛ پس ضرورتی برای آن وجود ندارد تا کسی دنبال

اين امور  باشد . هسته ها و هياتهای گزينش و سازمانهای اطلاعاتی و

امنيتی نيز فقط برای اين هستند که کسی بی جهت در جائی که متعلق

به او نيست ننشيند و کرسی يا صندلی ئی را الکی اشغال نکند ... شايد

اين نوعی احوال پرسيدن از ديگران باشد .... ما که در اين امور سررشته

نداريم چون اگه حرفی بزنيم همين حقوقی بخور و نميری هم که داريم از

دست ميدهيم و اسرار نداشته مان هم چنان برملا ميشود و کوس

رسوائی امان را ( هر چند چيزی نباشد )چنان به فلک ميفرستند که

خودمان هم باورمان شود که خبط و خطائی داشته ايم و يادمان نبوده ....

و .........................

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/05ساعت 9:7  توسط سید محمد راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . و................. در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
عشق هنر زندگی
پیوندها
جستجوی شبانه
نگین عشق
بازتاب عشق
یزد شهر تاریخ
کشکول
خورشيد شكوهمند و رز مقدس
انجمن نمایش یزد
فرهنگ و هنر یزد
هنر ( محمد جباري )
کاریز یزد (حسين مسرت )
بازی در بازی
میرزا بنویس
یزد وبلاگ
آژانس خبری وبلاگ نویسان
فراهم دات کام
دنیای هنر
شب ایرانی
سیاه نامه
ارسال تصویر
ایساتیس
بهار نو
ماه تی تی
طنز خانه
خانه مهرباني
40 تيكه
وبلاگ شخصي امامي تفتي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان