تبليغاتX
فصلی برای زیستن
......... با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . از تئاتر و سینما و موسیقی مینویسم تا فیلمنامه و نمایشنامه . مدرس بازیگری و کارگردانی هستم و در تلویزیون برنامه سازی میکنم . و در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......
عشق " هنر " زندگی
  

ایرانیان باستان شب آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش

خورشید می خوانند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.

پیران و پاکان به تپه ای رفته ؛ با لباس نو و در مراسمی از آسمان می

خواستند که آن رهبر بزرگ  را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد ؛ که

نشانه زایش آن ناجی؛ ستاره ایست بالای کوهی ( فیروزی ) که دارای

درخت بسیار زیبایی بوده است؛ پدیدار خواهد شد .

سیصد سال بعد از تولد مسیح ؛ کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز

عیسی پذیرفت . زیرا موقع تولد او معلوم نبود .

از این روست که که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود

و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگار مهری ها هست .

یلدا کلمه است سریانی به معنای تولد و به گفته ابوریحان آن را شب زادن

معنی کرده است.

آیین شب چله یا شب یلدا ؛ خوردن آجیل مخصوص ؛ هندوانه ؛ انار و

شیرینی و میوه های گوناگون هست که سمبل برکت ؛ شادکامی ؛

تندرستی و فراوانی هستند .

در این شب هم فال گرفتن ؛ حافظ خوانی ؛ شاهنامه خوانی مرسوم

است . حاضران با انتخاب و شکستن گردویی از روی پوکی و پری آن ؛ آینده

گویی می کنند .

*** برگرفته از کتاب دیدی نو از دینی کهن نوشته دکتر فرهنگ مهر .

       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/30ساعت 8:13  توسط سید محمد راد | 

نامه سرگشاده
دانشجویان امیرکبیر به احمدی نژاد

مدیریت دانشگاه امیرکبیر از جمعی از دانشجویان این دانشگاه دعوت کرده بود تا روز پنج شنبه (دیروز)به دیدار محمود احمدی نژاد رفته و از نزدیک و در فضایی آرام مسائل و مشکلات خود را با وی در میان بگذارند. گفتنی است جمع کثیری از دانشجویان مدعو را مانند همیشه دانشجویان بسیجی تشکیل می دادند. از سوی دیگر جمعی از دانشجویان پلی تکنیک نامه ای خطاب به احمدی نژاد نوشته و پیرامون دیدار وی از دانشگاه امیرکبیر توضیحاتی داده اند. به خاطر انتشار این نامه، دانشجویان غیربسیجی که از سوی مدیریت دانشگاه برای دیدار با احمدی نژاد در روز پنج شنبه (دیروز) دعوت شده بودند، با انتشار نامه دیگری از این دیدار اعلام انصراف کردند. متن این دو نامه به شرح زیر است:
 
بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدی‌نژاد
با سلام
با توجه به نامه ‌ای که توسط دانشجویان پلی ‌تکنیک در پی وقایع اخیر خطاب به شما به نگارش درآمده است و در آن مواضع دانشجویان پلی ‌تکنیک نسبت به اتفاقات اخیر اتخاذ گردیده است، لذا حق شرکت در برنامه ‌ی دیدار با جناب ‌عالی به واسطه احترام به رای دانشجویان از اینجانبان سلب می‌ گردد. برای اطلاع شما از نامه مذکور و همچنین تسریع در رساندن پیغام دانشجویان، این نامه پیوست می‌ شود و به اطلاع دانشجویان نیز رسانیده می شود تا هم از اقدام ما مطلع گردند و هم مراجعه ‌ی عده‌ ای دیگر لازم نباشد.
با تشکر
نگار زمانفر – مجید ساده‌دل – مهدی سعیدی‌ پور – علی صابری – راحیل عادلی – مهیار عبدالصمدی – مصطفی غفوری – مازیار کریمی – مجتبی کلانتری
 
متن نامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به شرح زیر است:
بسمه تعالی
جناب آقای محمود احمدی‌ نژاد
با سلام
حضور شما در پلی ‌تکنیک روزی خاطره‌ انگیز برای جامعه پلی ‌تکنیک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فریاد زد. جناب آقای دکتر این فریاد، فریاد نسل فرهیخته‌ ی این جامعه بود شاید نپسندید، شاید به زعم شما قربان صدقه رفتن ‌های مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شیرین ‌تر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانیم تا شاید در ادامه فعالیت‌ های خود، دقیق تر اوضاع را بنگرید و عمل کنید.
 
۱ – لازم است بدانید که هر کس جایگاهی دارد و برای حفظ آن باید در حد جایگاه خود رفتار کند. خاتمی با بیست میلیون رای برای حفظ شأن خود در پلی ‌تکنیک پرسش‌ گر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ میلیون رای. (آرای ٣ تیر به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) باید درک می‌ کردید که آمدن به پلی‌ تکنیک با سفرهای استانی فرق دارد، باید می ‌فهمیدید حتی با فشار و حمایت دانشجویان امام صادق و امام حسین هم نمی‌ توانید راحت از این لانه زنبور خارج شوید. اگر مشاوران شما کمی درایت داشتند و اگر فکر نمی ‌کردند با حاکم کردن فضای امنیتی و تهدید و تعلیق می‌ توانند دانشگاه را ساکت کنند، این رسوایی پیش نیامده بود.
 
۲ – ترکیب سخنرانان به گونه ‌ای بود که همگی یا موافق دولت و سیاست‌های آن بودند و یا از تشکل‌های کانون ‌های فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمایندگان کانون‌ ها که می ‌بایست از مشکلات کانون‌ ها می‌ گفتند و دبیر شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگوید و عملاً نماینده ‌ای از تشکل‌ های مخالف سیاست‌ های دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجویان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سیاست‌ هایش به حساب می ‌آمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سوالات فرهنگی و صنفی هم که پرسیده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجویان پلی ‌تکنیک باشد از شما شنیده نشد و جواب‌ ها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده می‌ خورد.
 
٣ – "افتخار این دولت این است که بازترین فضای سیاسی را در طول تاریخ کشور ایجاد کرده"، "با آزادی در این مملکت راه می‌ روند و باز می‌ گویند آزادی نیست و خفقان است." جناب دکتر شاید تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همین راه رفتن مردم است. اگر فکر کرده‌ اید که خفقان یعنی اینکه حق راه رفتن و نفس کشیدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در دید شما این است، بگوئید. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئیس‌ جمهور، تعطیلی تشکل‌ های منتقد، تعلیق‌ ها، توبیخ ‌ها، نزدیک به ۲۰ مورد حکم اولیه تعلیق، ٣ حکم تعلیق تائید شده، ٣ دانشجوی ممنوع  الورود به دانشگاه، اخراج یک دانشجوی دکترا (متین مشکین) آن هم دانشجویی که شاید از خود شما فعالیت علمی و مقالات ISI بیشتری داشته باشد، عدم ثبت ‌نام یاشار قاجار و روزبه ریاضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بیش از ۵۰ فایل آموزشی در ابتدای سال تحصیلی، فقط در یک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشریات که علاوه بر توقیف ‌های نشریات منتقد دولت، با تهدید مکرر، ایجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعیت در توزیع آزاد و در آخرین اقدام محدودیت در تکثیر با تهدید چاپخانه ‌ها و مراکز کپی بر نشریات مستقل وارد شده است، هیچ نشان از آزادی ندارد. البته شاید مصداق سخن شما کیوان انصاری و شاید هم اکبر محمدی باشد.
 
۴ - "شنیدم که عده‌ ای از دانشجویان می‌ گویند، عده‌ای از دانشجویان سه ستاره شده‌ اند، آن ‌ها با این ستاره ‌ها ستوان یک شده‌ اند" جناب رئیس‌ جمهور نمی‌ خواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشید. می‌ دانیم درجه‌ ها را حفظید. ما به ستوان شدن که هیچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمی ‌کنیم، این درجه‌ ها را به نوچه ‌های شبه نظامی خود در بسیج بدهید، ما نیازی به ستاره‌ های شما نداریم. بدهید به آن‌ ها که برای ستوانی سر و دست می ‌شکنند و برای ترفیع خبرچین اطلاعات شده‌ اند. از شخصی در جایگاه رئیس‌ جمهور بعید است این چنین بی منطق و هزل گونه یکی از مهمترین دغدغه‌ های دانشجویان را به باد تمسخر بگیرد.
 
۵ - جناب آقای احمدی‌ نژاد معترضین در سالن با وجود اینکه بیش از نیمی از سالن از صبح توسط غیر پلی ‌تکنیکی‌ ‌ها پر شده بود، اقلیت نبودند. اگر نسبت به دانشجویان مهمان! از امام صادق و امام حسین هم که در جلوی سالن بودند مقایسه کنید، باز هم در اقلیت نبودند. مگر اینکه شما هم سالن را از دید دوربین صدا و سیما دیده باشید. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهایی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسین، اتوبوس اتوبوس به این طرف و آن طرف می روند تا در ملاقات ‌ها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زده ‌اید که به خدا واگذارتان می‌ کنیم ولی اگر مدرکی بر عامل بیگانه بودن دانشجویان دارید، آن کتک ‌هایی که زدید کم بود. مدرکتان را رو کنید ما خودمان چوبه‌ دارش را می‌ آوریم!
 
۶ – گفته ‌اید اساتید هیچ گاه بازنشسته نمی‌ شوند. فقط یک خفاش حرفه‌ ای می‌ تواند در روزِ روشن خورشید را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذیب می‌ کنید. برای پیرزن ‌های روستاهای دورافتاده که صحبت نمی ‌کنید. دانشجویان دیده ‌اند! چگونه شعور دانشجو را آن ‌قدر پایین تصور کرده ‌اید. کاش شهامت تائید کارهای خود را داشتید و رو به کل گویی و هزل نمی ‌آوردید.
 
۷ – دانشجو با توجه به مولفه ‌های ذاتیش در مقابل فشار عکس العمل سریع نشان می دهد و نمی‌ شود تمام آرمان ‌های او را زیر پا له کنید. نمی‌ شود روز قبل از حضورتان نیروهای انتظامی به دانشجویان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمی ‌شود دانشجو را تهدید کنید، در همان جلسه ضرب و شتمش کنید، بزنید، ببرید و آینده‌ اش را نابود کنید و دانشجو برایتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود این ‌ها از هر دشمنی بی‌ نیازید. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخریب می‌ کنند، شوراهایش را محدود می‌ کنند، نشریاتش را توقیف می ‌کنند، دانشجو نمی ‌تواند ساکت بنشیند و فریاد نکشد. دانشجو مدیون هیچ جریانی نیست که مثل برخی‌ ها تحت هر شرایطی سنگ شما را به سینه بزند؟ البته شاید از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فریاد کشیدن دعوت و توصیه می‌ کنید نباید جز این انتظار داشت.
 
با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شده‌ اند تا با شما صحبت کنند و یک شوی تبلیغاتی و سیاسی برای شما بازی کنند. تا نقصان برنامه دوشنبه که تبلیغی برای انتخابات ۲۴ آذر بود، جبران گردد. اما بدانید صدای برآمده از پلی ‌تکنیک صدای دانشگاه‌ ها و صدای واقعی ملت ایران بود. صدای فرد نبود که با تهدید و تطمیع آن را از بین ببرید. دانشجویان مستقل از حاکمیت این دعوت را نمی پذیرند و اگر حرفی دارید و اگر می‌ خواهید حرفی بشنوید دوباره به پلی ‌تکنیک بیایید. البته این بار به دعوت دانشجویان پلی ‌تکنیک بیایید و مهمان دانشجویان پلی ‌تکنیک باشید نه اینکه مهمان ناخوانده مدیریت انتصابی و تشکل‌ هایی که مجموع طرفداران آن ‌ها ۵ درصد دانشجویان پلی‌ تکنیک را شامل نمی‌ شود، شوید. این بار به جای اینکه در جمع امام صادقی ‌ها و امام حسینی‌ ها صحبت کنید در جمع پلی ‌تکنیکی ‌ها به بیان سخن بپردازید و آیا بدون سوت و کف آن ‌ها که مدعی‌ اند ۲۰ میلیون نفرند می ‌توانید دانشجو را به بازی بگیرید؟ 
با تشکر   دانشجویان واقعی پلی ‌تکنیک

( وبلاگ کورش آنلاین)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 0:54  توسط سید محمد راد | 

گزارش تصویری: اغتشاش در سخنرانی احمدی‌نژاد؟؟؟

اینها چه کسانی بودند و از کجا آمده بودند ؟ نیروهائی که همیشه میزدند و می بستند و اخراج

 میکردند و اوین میبردند چرا این بار کاری نکردند ؟ دستور داشتند تا اقدامی نکنند ؟ شاید خود

نیز مشغول دیدن نمایش بودند ؟

              

              


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/21ساعت 12:58  توسط سید محمد راد | 

 

یک سئوال ؟

 

چرا یکماه یا یک ماه و نیم مانده به هر انتخاباتی رسانه ملی در همه شبکه

 

هایش و تقریبا بیشتر برنامه هایش برای شرکت مردم در انتخابات تبلیغ می

 

کند ؟

 

                              

 

۱-  بیم آن را دارد که مردم در انتخابات شرکت نکنند ؟ چرا؟ چون شرکت در

 

انتخابات یا عدم شرکت در آن را امری علی السویه میدانند !؟

 

۲- کاندیداهای مورد نظر و مردمی را در بین آنها نمی یابند ؟!

 

۳- نوع گزینش چه قبل از انتخابات و چه بعد از رای آوردن اشخاص و چیدمان

 

کاندیداها توسط شورای نگهبان یا هیئت های اجرائی و نظارت را قبول ندارند ؟

 

۴- در رای گیری ها و انتخابات گذشته که شرکت کرده اند آنچه را که مد

 

نظرشان بوده توسط کاندیداها عمل نشده ؟!

 

۵- این نظام یا نظام انتخاباتی را قبول ندارند ؟!

 

و......

 

هر کدام از موارد فوق یا همه مواردی که ذکر گردید یا مواردی که ذکر نشده

 

مانع از شرکت مردم در انتخابات شود یک مشکل است  که گردانندگان چرخ

 

انتخابات باید به آن توجه کنند؟ چرا زمان انتخابات که میشود کمترازمشکلات

 

گفته میشود و همه هم و غم ارکان نظام که بلندگوی آن رسانه به اصطلاح

 

ملی است مردم را به حساب می آورند و شرکت آنان و تعداد  رای انان مهم

 

میشود اما پس از انتخابات مردم به فراموشی سپرده میشوند ؟!! اگر اعتقاد

 

بر این است که مردم حاکم بر سرنوشت خویشتند پس چرا به خواسته های

 

دیگر آنان توجهی نمیشود ؟ و اگر آنها در حکمرانی دخالتی ندارند چرا در حد

 

انزجار برای شرکت آنان در انتخابات صدا و سیما اینقدر تبلیغ میکنند ؟! قابل

 

ذکر است که تبلیغ بیش ازحد درشبکه های رادیوئی و تلویزیونی هم نه تنها

 

موثر نبوده و نیست که اکثرا تاثیر عکس دارد و باعث دلزدگی میشود .

 

اگر حکومتی مورد وثوق اکثریت مردم باشد و انتخاباتی مردمی و آزاد انجام

 

شود  نیازی به این همه تبلیغ نیست چرا که خود مردم خودجوش میخواهند

 

در سرنوشت خویش شریک باشند و بدون آنکه کسی مرتب توی گوششان

 

فریاد بزند خود پر شور در انتخابات شرکت خواهند کرد و رقابتی گرم را هم

 

رقم خواهند زد .

 

چرا کسی به این نکات توجه ندارد و یا نمیخواهد توجه داشته باشد ؟!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/18ساعت 13:37  توسط سید محمد راد | 
         

بدون شرح !

 

 

افتتاحیه بازیهای آسیائی دوحه - قطر ( اگر خاتمی بود چه میشد ؟ اما حتی حکایت کنفرانسی برلین هم نشد ! )

این تصاویر از فیلم رسمی بازی ها که بیش از یک و نیم میلیارد نفر آن را تماشا کرده اند برداشت شده است و بازتاب از نمایش بخشی از مراسم از جمله برنامه خواننده زن هندی که بلافاصله پس از رژه انجام شده و همچنین خواننده زن مصری و انگلیسی معذور است . به نقل از سایت بازتاب

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/17ساعت 9:41  توسط سید محمد راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . و................. در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
عشق هنر زندگی
پیوندها
جستجوی شبانه
نگین عشق
بازتاب عشق
یزد شهر تاریخ
کشکول
خورشيد شكوهمند و رز مقدس
انجمن نمایش یزد
فرهنگ و هنر یزد
هنر ( محمد جباري )
کاریز یزد (حسين مسرت )
بازی در بازی
میرزا بنویس
یزد وبلاگ
آژانس خبری وبلاگ نویسان
فراهم دات کام
دنیای هنر
شب ایرانی
سیاه نامه
ارسال تصویر
ایساتیس
بهار نو
ماه تی تی
طنز خانه
خانه مهرباني
40 تيكه
وبلاگ شخصي امامي تفتي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان