تبليغاتX
فصلی برای زیستن
......... با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . از تئاتر و سینما و موسیقی مینویسم تا فیلمنامه و نمایشنامه . مدرس بازیگری و کارگردانی هستم و در تلویزیون برنامه سازی میکنم . و در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......
عشق " هنر " زندگی
  • دو سال و اندي است كه ديگر حال و حوصله نوشتن چون گذشته را ندارم . شايد حرف زيادي براي گفتن داشته باشم اما دل و دماغ نوشتن ندارم . امروز هم شوق دو روز خاطره انگيز مرا به شوق آورد براي به روز كردن وبلاگ . اولين بهانه  فرارسيدن سالگرد دوم خرداد بود که در سوم خرداد ۷۶ پیروزی خاتمی عزیز اعلام شد و حماسه دوم خرداد را بوجود اورد و ديگري سوم خرداد که سالروز فتح خرمشهر است .

 

  • سال 76 بود و انتخابات رياست جمهوري ! چه روزهاي سنگين و نفس گيري بود و چه پايان دلنشيني داشت در حماسه روز دوم خرداد كه خاتمي به عنوان رئيس جمهور انتخاب شد . نگراني هاي ان روز : تخريب شخصيت خاتمي و اعلام نكردن آراي واقعي مردم  - دغدغه اي بود كه فكر اكثر مردم را به خود مشغول كرده بود - اما حماسه مردمي آنقدر عظيم بود كه راه هر گونه تقلب را مي بست .
  •  
  •  
  • اكنون كه به آن روزها فكر ميكنم و شور و شوقي را كه بعد از اعلام آرا در كل كشور بوجود آمد و مردم به وجد آمده   در خيابانها جشن گرفته بودند  احساس غرور عجيبي به من دست ميدهد . بخصوص كه در محيط كاري من شرائط برايم بسيار سخت بود چون عليرغم ميلم و عقيده ام بايد براي كانديدائي كه مورد تائيد من و اکثریت مردم ایران نبود تبليغ ميكردم - كه خدا را شكر با ترفندي كاري - از زير بار آن شانه خالي كردم و هنوز كه هنوز است مهر دوم خردادي بر پيشاني ام خورده و با ديدي خاص در محل كارم به من نگاه ميشود و طبيعي است كه محدود تر نیز باشم . اما به دوم خردادي بودن خود افتخار ميكنم و اكنون قدر خاتمي را نه تنها من كه  اکثریت قریب به اتفاق مردم ايران بيشتر ميدانند : كه او  چه نعمتي بود براي سرافرازي و سربلندي كشور و...

  •  
  •  
  • اما سوم خرداد كه روز آزاد سازي خرمشهر است نيز روز خاطره انگيزي بود از جهتي كمي تلخ بود برايم و از جهت دیگر بسيار شيرين .  در آن روزها ما نمايشي را به نام : "  روستاهاي ما  " اجرا داشتيم كه من نيز در ان نقش داشتم . هنوز 17 ساله بودم و گواهينامه نداشتم اما گاهي سوار بر ماشين پدرم ميشدم . گفتم تلخ از آن جهت كه درست ساعتي قبل از اجرا ی نمایش  »  پليس من را گرفت چون گواهينامه نداشتم . كم كم زمان اجراي نمايش نزديك ميشد و من همچنان در گير و دار پليس . به هر روي ماشين را توقيف كردند و من با عجله خودم را به محل اجرا رساندم و متوجه شدم كه به مناسبت آزاد سازي خرمشهر اجراي نمايش با نيم ساعت تاخير قرار است تا يكهفته رايگان اجرا شود . خوشحال شدم و سريع لباسهاي نمايش را پوشيدم و خاطره تلخ دقائقي پيش را به فراموشي سپردم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 0:39  توسط سید محمد راد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عشق زیستن هنر است و با هنر زیستن عشق . اینجا وادی عشق است و هنر و زندگی . دستی بر هنر دارم و گاه مینویسم از نقد اجتماعی و هنری گرفته تا زمزمه هائی شخصی که شاید نام شعر به خود گیرد . و................. در نهایت مشک آن است که خود ببوید ......

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
عشق هنر زندگی
پیوندها
جستجوی شبانه
نگین عشق
بازتاب عشق
یزد شهر تاریخ
کشکول
خورشيد شكوهمند و رز مقدس
انجمن نمایش یزد
فرهنگ و هنر یزد
هنر ( محمد جباري )
کاریز یزد (حسين مسرت )
بازی در بازی
میرزا بنویس
یزد وبلاگ
آژانس خبری وبلاگ نویسان
فراهم دات کام
دنیای هنر
شب ایرانی
سیاه نامه
ارسال تصویر
ایساتیس
بهار نو
ماه تی تی
طنز خانه
خانه مهرباني
40 تيكه
وبلاگ شخصي امامي تفتي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان